0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

کتاب خیال باز

موجود
  • ناشر: نون
  • نویسنده: احمد حسن زاده
  • سال نشر: 1398
  • تعداد صفحات: 222
  • کد کتاب: 5826

موجود در انبار

قیمت:
۳۵,۰۰۰ تومان
  • 7 روز ضمانت بازگشت کالا
  • پشتیبانی 24 ساعته
  • ضمانت اصالت کالا
  • ارسال سریع کالا
  • پرداخت آنلاین امن

درباره‌ی کتاب خیال باز:

خیال باز رمانی است با راوی اول شخص، اما روایتی خطی و عادی ندارد. راوی رمان (الیاس) پسربچه ای است غیرعادی در خانواده ای غیرعادی و در شهری غیرعادی.
نقص های جسمانی و ناجسمانی راوی و کاراکترهای محوری دیگر (نظیر آداود) در این اثر نمادی است از نقصان های بسیار در جامعه ای کوچک و مصیبت زده.
خواننده این کتاب ماجراهای آن را از دریچه نگاه الیاس می بینیم، اما این به ظاهر خط اصلی داستان، پوششی است برای روایت مهم تری که در زیرلایه ی اثر جریان دارد.
در واقع، تم اثر و خط ماجراهای مهم تر در خلال تک گویی های الیاس شکل می گیرند و مستقیما به آن ها اشاره نمی شود، ماجراهایی مثل درگیری های سیاسی پدر الیاس که در رمان با آن روبرو می شویم.

بخشی از متن کتاب:

برای آدمی که بین هجده تا بیست و دو سال سن داره قدم مقابله نمی کنه. قدم هشت ساله ست. اما قرار نیست این طوری بمونه.
دستام کوتاهن، برای این قدی که من دارم اندازه ست، اما به نسبت یه آدمی که بین هجده تا بیست و دو سال سن داره، نه. اینم قرار نیست این طوری بمونه، می دونم.

بین کتفام یه نرمه گوشتی دارم که تازگیا دراومده، قبلنا نداشتمش، شاید چون زیادی روی دیگ مربا خم می شم یا هم چون زیادی خم می شم روی دستگاه و روش کار می کنم؛ گرچه الان طوریه که در نگاه اول به چشم نمی آد، اما اگه دقت کنی، ورقلمبیدگیش همیشه از زیر پیرهنم پیداست. اینم این طور نمی مونه.
آداود پا نداره، اما دستاش قوی ان. به جای پا، منو داره، خودش می گه این حرف رو، من نمی گم، چون من به اندازه خودمم پا ندارم.
اونایی که دوستشون دارم و الان دیگه نیستن کیا هستن؟ جواب اینه:« همه شون، حتی ابریشم. »

چند وقت پیش، به گلدونی نگاه می کردم که فلفل قرمز تند هندی توش کاشته بودم. یکی یکی از دل خاک جوونه زده و قد کشیده و بالنده شده بودن. ببینی اون چیزایی که تو طول زندگی هجده تا بیست و دو سالگیم کاشتم کی سر از خاک درمی آرن؟

تا به حال، خیلی ها که منو دوست ندارن و اصلاً هم براشون مهم نیستم بهم گفتن که اندازه یه نخود هم عقل تو سرم نیست، یکی هم بود که یه بار بهم گفت تو قدر یه جلبک هم نمی فهمی. اما آداود و مامام می گن که من خیلی هم باهوشم. آداود می گه من حتی شاعر خوبی هم هستم و این اصلاً الکی نیست.

اینو وقتی گفت که من و یکی دو تا دیگه از آدمامون تو آلونک آداود نشسته بودیم. در فلزی رو هم بود. یه طرف یه ظرف شیشه ای مربا بود و یه طرف دیگه به جای دیوار، یهو یه ردیف درخت خشک دیدم و میون درختا یه کانکس کولردار شرکت نفتی هم بود که یه صداهایی از توش می اومد بیرون. صداها شبیه صدای یه جفت تازه عروس و داماد بود، مثلاً تو بگو سه روز بعد از عروسی شون و بعد یهو شروع کردم این حرف ها رو زدن: «آخرش/ قفل کانکس/ موقع غروب واز شد/ عشق اومده بود… »

اصلاً نمی دونم از کجا اومد که اون طوری با صدای بلند گفتم، انگار یکی دیگه عنان زبون و مغزم رو در اختیار داشت. بعد آداود بهم گفت: « تو توی شعر بی بدیلی، اما توی کلمات بی بضاعت، باید بخونی و بخونی. ولی استعداد، استعداد زیادی داری، خیلی زیاد. »

 

برای خرید کتاب خیال باز از فروشگاه خانه کتاب آدینه، می‌توانید از راهنمای زیر استفاده کنید:

راهنمای کامل خرید از فروشگاه خانه کتاب آدینه

 

درباره این کتاب بیشتر بدانید: کتاب خیال باز

 

مشخصات کالا
وزن 215 g
نویسنده

ناشر

سال نشر

1398

نوبت چاپ

1

تعداد صفحات

222

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب خیال باز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

این فروشگاه متعلق به خانه کتاب آدینه است.
تمامی حقوق این سایت متعلق به خانه کتاب آدینه می باشد.
Copyright © 2020 khaneketabadine