0
۰ از ۵
(از ۰ نظر)

کتاب مرگ خانم وستاوی

موجود
  • ناشر: نون
  • نویسنده: روث ور
  • مترجم: زهرا هدایتی
  • سال نشر: 1399
  • تعداد صفحات: 400
  • کد کتاب: 1870

موجود در انبار

قیمت:
۶۵,۰۰۰ تومان
  • 7 روز ضمانت بازگشت کالا
  • پشتیبانی 24 ساعته
  • ضمانت اصالت کالا
  • ارسال سریع کالا
  • پرداخت آنلاین امن

درباره‌ی کتاب مرگ خانم وستاوی:

مرگ خانم وستاوی یک رمان مهیج روان شناختی از روث ور، نویسنده ی کتاب های پرفروش زنی در کابین ۱۰، در یک جنگل تاریک تاریک و بازی دروغ است.

مرگ خانم وستاوی اثر نویسنده شماره 1 پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز، خالق آثاری مانند در یک جنگل تاریک تاریک، زنی در کابین شماره 10 و بازی دروغ می باشد.

در یک روز معمولی، هال نامه اسرارآمیزی را دریافت می کند که میراث قابل توجهی را برای او به ارمغان می آورد. او به سرعت در می یابد که نامه به اشتباه ارسال شده است. بلکه این که مهارتهای بلند خواندن او به عنوان یک کارت خوان کارت تاروت مورد توجه واقع شده، ممکن است به او کمک کند تا پول را مطالبه کند. خیلی زود، هال خودش را در مراسم خاکسپاری آن مرحوم پیدا می کند. جایی که این وضعیت عجیب و وراثت در مرکز آن، برای او آشکار می شود.

بخشی از متن کتاب:

هال این را به سه دختر شنگولی گفت که از در به بیرون هل می‌خوردند و جیغ‌زنان و خندان در اسکله به‌سمت بارها و کلاب‌ها می‌رفتند. هال همان‌طور که همیشه می‌گفت اضافه کرد: «باشد که بخت یارتان باشد.» اما دخترها به همان زودی از صدارس بیرون رفته بودند. هال نگاهی به ساعتش انداخت و متوجه شد نُه شب است و اسکله به‌زودی بسته خواهد شد.

خسته بود، درواقع نا نداشت، و چند ساعت قبل از آن، همان‌طور که زمان کش می‌آمد و اسکله خالی از بازدیدکننده مانده بود، هال فکر کرده بود که تسلیم شود، تابلوی غرفه را خاموش کند و برود خانه، اما خوشحال بود که مانده بود. بعد از این‌که کل روز تقریباً هیچ مشتری‌ای نداشت، ساعت هفت غرفه‌اش کمی رونق گرفت: دو همکار آمدند تا بپرسند دربارۀ رئیس زورگویشان چه کار کنند و بعد سه دختر ناهشیار دوروبر ساعت هشت آمدند که بخندند.

هال پول زیادی درنیاورده بود، اما اگر شانس می‌آورد، می‌توانست آن هفته اجارۀ کیوسک را دربیاورد، که بیشتر از چیزی بود که خارج از فصل می‌شد تضمین کند. با آهی بخاری کوچک کنار پایش را خاموش کرد و بلند شد و دیگر می‌خواست تابلوی کوچک نورانی بیرون کیوسکش را خاموش کند.

روی تابلو با حروف مواج و پرزرق‌وبرق نوشته شده بود: مادام مارگاریدا و با این‌که این توصیف به‌هیچ‌وجه به هال نمی‌آمد، چون نوعی تصویر کولی‌وار تداعی می‌کرد، هال دلش را نداشت که عوضش کند. حروف کوچک‌تر زیرش نوشته بود: متخصص تاروت، فالگیری آینده، و کف‌بینی.

هال خیلی از خواندن کف دست خوشش نمی‌آمد، شاید به‌علت تماس فیزیکی بود، این‌که رطوبت گرم دستی عرق‌کرده در دستش قرار می‌گرفت. یا شاید به‌علت کمبود تجهیزات بود؛ چون با وجود ناباوری‌اش، کارت‌های تاروت را دوست داشت که اشیایی فیزیکی بودند، با تصاویری با نقاشی ظریف، با شکنندگی‌ای نرم.

اما حالا، همان‌طور که کلید برق توی غرفه‌اش را زد و چراغ بیرون با تقی خاموش شد، صدای ضربه‌ای به شیشه آمد. دلش هرّی ریخت و لحظه‌ای خشکش زد و حتی نفسش بند آمد. صدای تهدیدآمیز زنی گفت: «منتظر بودم. مگه مشتری نمی‌خوای؟» هال آهی کشید و حس کرد تنش درونش خالی می‌شود و در را باز کرد. «معذرت می‌خوام.»

از صدای حرفه‌ای و آرامی استفاده کرد که وقتی کارت‌ها را برمی‌داشت به‌منزلۀ بخشی از شخصیتش ظاهر می‌شد. چیزی بین متین و جدی بود و نتی بم‌تر از صدای خودش بود، با این‌که حالا درآوردنش از همیشه سخت‌تر بود، چون قلبش هنوز از هجوم ناگهانی ترس می‌کوبید. «باید زودتر در می‌زدین.» «اگه واقعاً پیشگو بودی، خودت خبر داشتی.»

این را زن با لحنی پیروز و بدعنق گفت و هال جلو خودش را گرفت که آه نکشد. قرار بود زن یکی از آن مشتری‌ها باشد. این قضیه همیشه هال را گیج می‌کرد که چرا آدم‌هایی که اعتقاد نداشتند به غرفه‌اش کشیده می‌شدند. این‌طور نبود که کسی را مجبور به آمدن کند. هیچ ادعایی در مورد خدماتش نداشت؛ تظاهر نمی‌کرد چیزی را درمان می‌کند، یا اعمال خطرناکی را توصیه نمی‌کرد، حتی نمی‌گفت که فال‌هایش چیزی بیشتر از کمی خوشگذرانی هستند.

یعنی آدم دیگری نبود که بخواهند دستش را رو کنند و بااین‌حال، این مشتری‌ها می‌آمدند و دست‌به‌سینه می‌نشستند و لب‌هایشان را جمع می‌کردند و حاضر نبودند راهنمایی شوند و با هر شکستی واقعاً مشعوف به‌نظر می‌رسیدند، درحالی‌که ناامیدانه می‌خواستند باور کنند. اما هال نمی‌توانست مشتری‌ای را از خودش براند. هال گفت: «لطفاً بیایین داخل بشینین، شب سردیه.»

 

برای خرید کتاب مرگ خانم وستاوی از فروشگاه خانه کتاب آدینه، می‌توانید از راهنمای زیر استفاده کنید:

راهنمای کامل خرید از فروشگاه خانه کتاب آدینه

 

درباره این کتاب بیشتر بدانید: کتاب مرگ خانم وستاوی

 

مشخصات کالا
وزن 395 g
نویسنده

مترجم

ناشر

سال نشر

1399

نوبت چاپ

3

تعداد صفحات

400

قطع

رقعی

نوع جلد

شومیز

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب مرگ خانم وستاوی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

این فروشگاه متعلق به خانه کتاب آدینه است.
تمامی حقوق این سایت متعلق به خانه کتاب آدینه می باشد.
Copyright © 2020 khaneketabadine